تبليغاتX
خشت و گل

هر چند که از روی کریمان خجلیم غم نیست که پرورده این آب و گلیم

رفسنجون...
ن : مهدیه ت : سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 ز : 14:34

سلام

دلم برای رفسنجون و بخصوص مامان و بابا و خواهر و برادرام خییییییییییییییییییییییییییییلی تنگ شده....باز طعم گس دلتنگی بیخ گلوم و گرفته...........عجب کوفتیه این غربت که اگه صدسالم توش باشی بازم از حس غریبت چیزی کم نمی شه.............


.:: ::.


خاطره ها
ن : مهدیه ت : جمعه بیستم آبان 1390 ز : 15:25

سلام

بعضی وقتا بعضی چیزا دل آدم و می کنه و می بره با خودش مثلا دیدن یه عکس با یه دوست قدیمی ...یا شنیدن یه موسیقی خاص...یا بوی یه عطر...نمی دونم چرا ما آدما اینقدر خاطره بازیم.....امروز خوندن یه جمله از یه دوست قدیمی بدجوری حس خاطره های روزگاران نه چندان دور رو در دلم زنده کرد......یه جمله یادگاری اینجا بنویسید که بتونه سالهای آینده منو به امروز بیاره...می تونه شامل هر چیزی باشه...حتی یه خاطره از آسمون آبی...

پی نوشت:

جمله دوستم این بود:

باز باران بارید...خیس شد خاطره ها...مرحبا بر دل ابری هوا...! هرکجا هستی باش : آسمانت آبی و تمام دلت از غصه دنیا خالی....مرضیه ، آبان 1383



.:: ::.


چند آیین ماه رمضونی در شهرو دیار ما...
ن : مهدیه ت : جمعه چهارم شهریور 1390 ز : 17:55

از جمله مهمترین این سنن برپایی رسم چهل منبرون همزمان با شب های احیاء در ماه مبارک است و به این ترتیب هر فرد مومن باید پس از افطار و قبل از سحر روز بعد در شب احیاء چهل شمع را تهیه کند و با شرکت در چهل مراسم مذهبی در شب های احیاي در کنار منبر هر مجلس شمعی روشن کند و به این ترتیب حاجاتش برآورده خواهد شد.

این رسم همچنان در کرمان وجود دارد و در شب های احیاء ماه مبارک رمضان تصویر آسمان پرستاره کرمان بر روی زمین می افتد و هزاران شمع در مناطق مختلف کرمان روشن می شود.

از دیگر مراسم های مردم کرمان در ماه رمضان الله رمضونی است، عده ای از جوانان هر محله در این رسم گرد هم می آیند و شب های ماه رمضان بر درخانه ها در می زنند و با اذن صاحب خانه قطعه شهری را به این مضمون می خوانند.

«ما از اون بالای بالای اومدیم، ما از اون صندوق اعلا اومدیم» با تکرار هر بیت از این سروده بقیه می گوید صل علی محمد صلوات برمحمد.

در سنت الله رمضونی درهر گروه یک سرگروه و یک انبار دار وجود دارد که سرگروه شعر می خواند و صندوق دار هدایای صاحب خانه را دریافت می کند و در پایان نیز این هدایا بین مستمندان هر محله تقسیم می شود این سنت همچنان در شهر کرمان ادامه دارد.

مناجات خواجه عبدالله انصاری، آب ریختن در خانه همسایه ،کلید زنی در شب ماه رمضون، و سنت ابراهیم خانی از جمله آداب دیگه استان کرمونی هاست که چون مطلب طولانی می شه به همین میزان اکتفا می کنم....

پی نوشت: شما هم از آیین هاتون بنویسین...


.:: ::.


بزرگترین خانه خشت و گلی جهان
ن : مهدیه ت : سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389 ز : 9:48
سلام

می دونستید بزرگترین خونه خشت و گلی دنیا توی یکی از روستاهای رفسنجون که حالا دیگه کم کم داره رنگ و روی شهر به خودش می گیره هست...یکی از روستاهای تاریخی رفسنجون به نام قاسم آباد که بخشی ازراز و رمز  تاریخ این مرزو بوم رو در سینه داره...روستایی با قدمت بیش از ۴۰۰ سال /که خونه حاج آقا علی بزرگترین تاجار ایران مربوط به سال ۱۱۳۶ ه ق هست این خونه ۷ هزار متر مربع زیربنا داره که شامل ۸۷ اتاق هست.و معماری ایرانی و بسیار زیبایی داره...از چند سال پیش تا حالا میراث فرهنگی کرمان و شهرستان رفسنجان حسابی پشت کار این خونه رو گرفتن و دارن مرمتش می کنن و چند سالی هست که در این خونه تاریخی به روی گردشگرا باز شده...این خونه همونطور که گفتم در روستای قاسم آباد که ۶ کیلومتری شهر رفسنجان هست قرار داره...اگر گذرتون توی عید اونطرفا افتاد دیدن از این خونه مطمئنا خالی از لطف نیست...اینم یکی دوتا عکس از این خونه:

  


.:: ::.


دلم برای تو هم تنگ شده...
ن : مهدیه ت : دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389 ز : 21:20
دلم برایت تنگ شده شهر قشنگم...شهر خشت و گلیم...شهر مهربان و حاصلخیزم...شهری که کودکی و همه خاطرات خوب و بدم را صدای خنده هایم ....شیطنت هایم....بازیگوشی هایم را  شهری که دفتر مشقم در تو جاماند ...رمان های نوجوانی و قفسه کتاب کوچکم ...یادگاری های ریز و درشتی که بعضیشان بعضی وقت ها کمی مسخره به نظر می رسیدند....! اما با چه وسواسی ازشان نگه داری می کردم....همه را در تو جا گذاشتم....به تو سپردم....شهر مردمان ساده دل و کویری ...گویی لبخند همیشه بر لب مردمان زحمتکشت از همین پسته های خندان و روی همیشه خوششان سرچشمه گرفته...انگار لبخند زیبا در آینه چشم مردمانت دو برابر می شود...حالا دیگر ۶ ماه است که توفیق دیدن تو و خانواده ام را پیدا نکرده ام...از دلتنگی پدر و مادر نگو که .............. اما این وسط دلم برای تو با خانه های بیشتر خشت و گلی و کاهگلیت هم تنگ شده...دلم برای دور زدن توی خیابان سی متری...میدان ابراهیم...خیابان شهدا ...بازار سنتی و پاساژهای امروزیت هم تنگ شده ....دلم برای قدم زدن های گاه و بیگاه  با خواهرم توی موزه ریاست جمهوری...بوستان معلم...هم تنگ شده...دلم برای عمه جان که ۶ ماه پیش فقط دو سه روز برای مراسم ختمش هم آمدم تنگ شده...خدا بیامرزدش ...قبل از آنکه هر بار بیایم ...صدتا پیغام و پسغام می داد...فلانی آمد ..حتما به من سر بزند...دلم برایش....و حالا من دلم برایت تنگ شده...ولی اینبار تو ...تو...تو نیستی عمه جان...دلم برای خاله جان هم که یک روز بعد از عمه جان پرکشید هم تنگ شده....اصلا اصلا من دلم برای عالم و آدم تنگ شده.....

-  


.:: ::.


پسته رفسنجان باز هم خندان می ماند؟!
ن : مهدیه ت : چهارشنبه دهم شهریور 1389 ز : 11:28
سلام

حالا دیگه فصل برداشت پسته از باغ های رفسنجون شروع شده..و کشاورزای زحمت کش رفسنجونی امسال نه تنها توی گرما و شرایط سخت هر سال دارن پسته چینی می کنن که امسال ماه رمضون رو هم دارن. آب و هوای رفسنجون معتدل مایل به گرم هست. اما موقع برداشت پسته هوا چند در جه ای گرمتر می شه...و واقعا برای کشاورزا طاقت فرساست. بخصوص اینکه چند سالیم هست که دیگه نه تنها پسته واسشون سودی نداره که ضررم داره. قیمتی که پسته رو از کشاورزا می خرن گاهی وقتا حتی اون قیمتی که واسشون در اومده هم متاسفانه نیست. آخه قیمت کود بسیار بالاست . کارگر روزی ۳۰ -۴۰ هزارتومان/کارگر پیوند زن که دیگه بماند تازگی قیمتش رو ندارم . اما چند سال پیش روزی ۷۰ -۸۰ هزارتومان بود اگه اشتباه نکنم. آبیاری که هم پول برق موتورخونه هست و هم هزینه کارگر آبیار و هم از همه بدتر بی آبی و کم آبی که گلوی کشاورز رفسنجونی و پسته رفسنجان بدجوری گرفته. تا قبل از این آب رو از ۵۰ متری زمین استحصال می کردن حالا می دونین از چند متری؟؟!! از ۴۰۰ متری زمین...این آب رو از شوری به تلخی رسونده و پسته ها به نسبت قبل ریزتر شدن و دهن بسته....و کم کم داره منجر به خشک شدن درختای پسته هم می شه... قیمت پسته بخاطر ریز شدن به شدت کاهش پیدا کرده....خلاصه اینکه مثنوی هفتادمن کاغذ بلکم بیشتر شده مشکلات و معضلات کشاورزای پسته کار...کاشکی یه فکری بشه براش بشه....فصل برداشت پسته معمولا از اوایل شهریور شروع می شه و تا اوایل آبان ادامه داره.

نگران اینم که پسته رفسنجان با این روند باز هم خندان خواهند ماند یا لب از خنده می بنده...و مثل کشاورزا اشکش در میاد؟....

 

  


.:: ::.


پسته رفسنجان
ن : مهدیه ت : جمعه بیست و دوم مرداد 1389 ز : 14:41
خواص مغز پسته

مغز پسته از نظر طب قدیم ایران، دارای طبیعت گرم و خشک است. مقدار فراوان آهن موجود در مغز پسته و توانایی بدن برای جذب بالای آن باعث شده که پسته به ماده ای موثر برای درمان کم‌خونی فقرآهن معرفی شود. در ضمن پسته حاوی مقداری پروتئین گیاهی، اسیدهای چرب ضروری، فیبر، روی، کلسیم، فسفر و ویتامین E می‌باشد که همه این مواد برای سلامتی مفید می‌باشند.

(اسید چرب امگا- 9)، (اسید چرب امگا- 6)(اسید چرب امگا-3) از دیگر مواد موجود در پسته است.

مغز پسته حاوی مقادیری ویتامین A ، آهن، اسیدهای چرب غیراشباع، ویتامین E ، ویتامین B1, B2, B6، پتاسیم، پروتئین، روی، سلنیوم، فسفر، فولات، فیتواسترول، کلسیم، مس و فیبر است.

چند توصیه مادر بزرگانه:

*در هنگام خرید پسته تازه به رنگ پوسته آن توجه کنید و از مصرف پسته‌هایی که پوسته خارجی آن ها سیاه شده، خودداری کنید، زیرا سیاهی به تدریج به داخل مغز پسته نفوذ می‌کند.

برای جلوگیری از‌ آلودگی قارچی، پسته را در بسته‌بندی مناسب و در فریزر نگهداری کنید.

این سم آفلاتوکسینم که در مورد پسته می گن توی پسته های خراب و زرد وجود داره از خوردن و خریدن اینجور پسته ها خودداری کنین.

استفاده های دیگه ای که غیر از آجیل توی رفسنجون از پسته می شه:

از پوست تازش مربا درست می کنیم. مغز پسته رو توی زود پز با نمک و آبلیمو می پزیم بهش می گیم دلمه پسته که فوق العاده خوشمزس. پودر مغز پسته رو توی کشک می ریزیم بهش می گیم کشک مغز/ باز از پودر مغز پسته یه نوع شیرینی خونگی درست می کنیم که تا حالا غیر از رفسنجون جایی ندیدم/توی فسنجون بجای مغز گردو از مغز پسته هم استفاده می کنیم.برای تزیین پلو و مربا و...از خلال مغز پسته استفاده می کنیم.

   

بازم در مورد پسته مطلب می نویسم. هر سئوالی در مورد پسته داشتید بپرسید.

 

 


.:: ::.


راه اندازی وبلاگ شماره 2
ن : مهدیه ت : یکشنبه دهم مرداد 1389 ز : 18:39

.:: ::.


سلام ...
ن : مهدیه ت : یکشنبه دهم مرداد 1389 ز : 16:40
سلام بر رفسنجان شهر تشنه و کویریم...سلام بر پسته های خندانش که همچون مردمان ساده اش غم بی آبی را در دل نگه می دارند و همچنان می خندند... و بدون اینکه به رو بیاورند که تا چند سال پیش چشمه های زیر زمینی سخاوتمند تر بودند و از ۵۰ متری زمین به کشاورزان آب می دادند ...و حالا از ۴۰۰ متری زمین باید آب آن هم تلخ و شور بچشند....سلام بر معادن غنی از مسش که طلا در مقابل کارگران زحمتکش و مهربانش  سر تعظیم فرود می آورد... و نام رفسنجان یا به اصطلاح قدما رفسنگان یا رفسنگ به معنی همان معادن مس از این ذخایر غنی به یادگار مانده است.سلام بر چهره آفتاب سوخته مردمانش که شیرینی رزق حلال رو سفیدشان می کند...سلام بر خانه های خشت و گلی و البته ضد زلزله اش.سلام بر تاریخ ۷۰۰ / ۸۰۰ساله اش  و آثار بجای مانده از نیاکانش سلام بر روستاها و روستا نشینان با صفا و سخاوتمندش...و سلام بر هرچه صفا و سادگی...

  

پی نوشت:

سلام دوستای عزیزم...مدت ها بود که می خواستم در فضای مجازی دینم را به شهر و دیارم تا جایی که از دستم بر میاد ادا کنم. ولی خب فرصت نمی شد. الان دیگه این کار رو به امید خدا انجام دادم. امیدورام بتونم با کمک و نظرات دلگرم کننده شما گام کوچکی برای شهرم بردارم....دیر پایید و شاد زیید...

 


.:: ::.


 

Powered By blogfa.com Copyright © by khesht-gel
This Themplate  By Theme-Designer.Com